مقاله ها
1400/10/27
نویسنده : رضا رهگذر
تحول در مضمون و محتوا یکی از بارزترین وجوه مشخصة ادبیات داستانی معاصر در پیش از انقلاب، خصلت ضددینی یا لااقل غیردینی آن بود.1 حتی در آثاری که به ظاهر تنها به انتقاد از آداب و رسوم و عادات و عرفهای رایج مردم یا هجو آنها پرداخته می‌شد، این هجو و انتقاد، اغلب در سرچشمة خود، به شکلی موذیانه، متوجه اسلام و دستورات آن بود. به عبارت دیگر، داستان‌نویسان آن زمان که صلاح نمی‌دیدند یا در خود جربزه و جسارت آن را نمی‌یافتند که شمشیر را از رو ببندند و آشکارا رو در روی این دین و مظاهر آن بایستند، با توسل به این‌گونه شگردها و حربه‌ها، بر آن بودند تا اصل‌ِ اسلام و تعالیم آن را به زیر سؤال ببرند.
1400/10/27
نویسنده : رضا رهگذر
اگر ادبیات دینی کودکان و نوجوانان را مجموعه تلاشهای هنرمندانه‌ای بدانیم که در قالب کلام، با شیوه و زبانی مناسب و درخور فهم، هدف‌ِ هدایت کودکان و نوجوانان را به سوی رشد ـ به مفهوم قرآنی آن ـ مد‌ نظر دارد1، با یک نگاه کلی، می‌توان این ادبیات را به دو دستة داستان و غیر داستان تقسیم کرد. آنگاه داستانها نیز قابل تفکیک به چند دستة جزئی‌ا‌ند؛ که از جملة آنها، داستانها و افسانه‌های تاریخی‌ِ دینی هستند.
جدیدترین مقاله ها